تماس با ما

 

 

  ارتباط مديريت كيفيت با مديريت زيست ميحطي:

قبل از اينكه به موضوع ارتباط سيستم مديريت كيفيت با مديريت زيست محيطي پرداخته شود لازم است به علل و تغييرات استاندارد مديريت كيفيت ISO9000 در سال 2000 بپردازيم:

هر چند اصلاح و تغيير در استاندارد بصورت دوره اي جهت حصول اطمينان از انطباق الزامات با نيازمنديهاي استفاده كنندگان توسط سازمان ISO پيش بيني شده است . اما توسعه فرصتهايي، براي استفاده كنندگان از اين استاندارد جهت ايجاد و بهبود ارزش افزوده در فعاليتهايشان دليل اصلي اصلاح و تغيير در ISO9000-1994 بوده و ازآنجائيكه امروزه رويكرد مديريت فرايندي يك امر پذيرفته شده در تجارت جهاني است محور اصلي تغييرات در استاندارد نيز محسوب مي شود.

مديريت كيفيت با رويكرد فرايندي مبتني بر چرخه بهبود مداوم
[ PLAN-DO-CHECK-ACTION ] اساس تغييرات در استاندارد مديريت كيفيت بحساب مي آيد.

[چرخه بهبود مداوم از اصول اساسي و پايه اي در استاندارد مديريت زيست محيطي ISO14000 بوده است]

اصطلاح تضمين كيفيت در ويرايش جديد جاي خود را به مديريت كيفيت داده و تعريف مشتري،به مشتريان داخلي و خارجي توسعه يافت و سهامداران،تامين كنندگان ، مصرف كنندگان محصول نهايي ، ذينفعان همچون جامعه ،
كاركنان .... را دربرگرفت.

سازمان را مجموعه اي از فرايندها كه در تعامل با هم ،يك سري وروديهاي را از هم يا بيرون سازمان دريافت و به يك سري خروجي هاي جهت ورودي ساير فرايندهاي سازمان و يا بيرون سازمان تبديل مي كنند فرض مي نمايد و به همين لحاظ مديريت بر فرايندها را محور اصلي در سيستم مديريت كيفيت متصور است.

رضايت مندي و خشنودي مشتريان با توجه به تعريف توسعه يافته از مشتري،ميزان يا درجه حصول به نيازمندي آنان مي پندارد.
كيفيت را مجموعه اي از مشخصات ذاتي و نيازمنديها تعريف شده مي داند.

مشخصات محصول مي تواند كمي و يا كيفي باشد و مي تواند موارد فيزيكي ،احساسي،رفتاري،ارگونومي،عملكردي.... را شامل گردد.
نيازمنديها را نيازها و انتظارات تصريح شده و يا تلويحي و الزام شده با توجه به اينكه مي تواند از سوي گروههاي ذينفع مختلفي ارائه گردد تعريف مي شود.
مشخصات كيفي مطابق با استاندارد فوق چنين تعريف مي شود:

مشخصات ذاتي محصول ،فرايند يا سيستم مرتبط با يك الزام
گروه هاي ذينفع به شخص ياگروه هاي علاقمند به عملكرد و يا موفقيتهاي سازمان اطلاق مي گردد.
جهت آشنايي دقيقتر و بهتر به استاندارد ISO9000-2000 مراجعه شود.

لذا با عنايت به موارد فوق الذكر پاسخ سؤال ارتباط مديريت كيفيت با مديريت زيست محيطي مشهود است و چنين برمي آيد استاندارد مديريت كيفيت از يك رويكرد فراگير برخوردار است وسعي در ايجاد يك سيستم مديريتي جامع دارد.

لذا سازمانها بر اساس اين استاندارد ملزم خواهند بود، مديريت خود را به سوي مديريت سيستمي و مديريت بر فرايندها سوق دهند،خشنودي مشتريان داخلي و خارجي را سرلوحه فعاليتهاي خود قرار دهند وبه نيازمنديهاي محصول،فرايند،سيستم توجه كنند و اين نيازمنديها را با تعريف مشخصات تلويحي و تصريحي در سازمان تحت كنترل داشته باشند و دامنه شمول اين مشخصات را از مشخصات فيزيكي فراتر برده و تا سرحد مشخصات رفتاري،عملكردي،احساسي،ارگونومي..... توسعه دهند.

چنين سازماني نتنها به نيازمندي مشتري نهايي (مصرف كننده)توجه دارد بلكه به نيازمنديهاي گروههاي ذينفع و جامعه نيز حساس است.

يكي از اين نيازمنديها ،امروزه توجه به موارد زيست محيطي بوده كه از سوي گروههاي ذينفع اعم از حقوقي و حقيقي درخواست مي شود كه در سيستم ،فرايندها،محصول بايد لحاظ گردد.

يكي از راه كارهاي مؤثر بكارگيري استانداردهاي مرتبط با موضوع همچون،ISO14000 مي باشد (البته نه ضرورتا).

اين موضوع در زمان اصلاح و تغيير ويرايش 1994 به 2000 توسط كميته فني 176 لحاظ گرديده و ساختاراستانداردطوري طرح ريزي شده است كه قابليت تطبيق و انطباق با استاندارد ISO14000 را به راحتي فراهم ساخته است و جهت استفاده بهتر كاربران جداول تطبيقي اين استاندارد با بندهاي استاندارد مديريت زيست محيطي طراحي و ارائه نموده است.

جهت سهولت امر مميزي سازمان ايزو استانداردهاي مميزي يعني ISO10011 PARTS 1 & 2 & 3 را با استانداردهاي مميزي زيست محيطي ISO14010 & ISO14011 & ISO14012 درهم ادغام و استاندارد مشتركي تحت عنوان ISO19011 را ارائه نمودند.

مديريت در چنين سازماني كه برمبناي مديريت سيستمي،تحقق مي يابد،نمي توان در آن مديريتهاي مستقل از هم تصور نمود كه غير از اين عدم مديريت سيستمي تلقي خواهد شد.
 

 بخشهای اصلی کیفیت